همه از مشکل بهخوبی اکتسابی «تاکو» دولت ترامپ آگاهند — تنها برندسازی مخرب جذاب و فوری مورد نیاز ترامپ که هنوز به توده رأیدهندگان عمومی نفوذ نکرده است. و اگر ترامپ چیزی به ما آموخته باشد، این است که برندسازی اهمیت دارد. خب. این هم نوعی برندسازی. حالا که همه مجبوریم «مالیات ترامپ» را بپردازیم، زندگی چطور پیش میرود؟
هیچکس مالیات را دوست ندارد، اما آمریکاییها نفرت از مالیات را به سطح تالار مشاهیر میرسانند — بهخصوص محافظهکاران. اما معمولاً حداقل با مالیاتهایمان چیزی میخریم. جاده، مدرسه و ناو هواپیمابر میخریم، همه از طریق مالیات. با مالیات ترامپ چه «میخریم»؟ هرجومرج و بیکفایتی محض، بیقیدوشرط، بیدغدغه، نزدیک به تجملاتی. بیشتر. بیشتر. و بیشتر.

مالیات ترامپ بهایی است که لیبرالها برای زندگی زیر دولتی میپردازند که برای نفرت از لیبرالها و نابودی هر چیزی که بهعنوان نهاد لیبرالی تلقی میشود وجود دارد — از وزارت جنگ تا مرکز کندی-ترامپ. نفرت واقعی از لیبرالها، و بله — آنها «به آن رأی دادند».
اما طرفداران MAGA هرگز نمیخواستند واقعاً برایش بپردازند. در واقع، زمانی بود که طرفداران MAGA بیرحمی و ویرانگری را ارزشافزوده میدیدند. ترامپ «مالیاتها را کاهش داد» و زندگی را ارزانتر کرد. درست یا نادرست، قطعاً الان اینطور نیست. در واقع، مالیات ترامپ آمریکای میانه را سختتر میزند. امتحان کنید ۲۷ کیلومتر تا والمارت یا سینما رانندگی کنید.
یک دلار و پنجاه سنت بیشتر برای هر گالن بنزین؟ یک بسته دوریتوس به قیمت ۵.۹۹ دلار؟ یک چیزبرگر Red Robin به قیمت ۱۶.۵۰ دلار؟ خب، این کارمزد اضافی قابلتوجهی است برای دریافت یک «وزارت جنگ» با نام جدید، بهخصوص وقتی هنوز بهای جنگ واقعی که ترامپ آغاز کرد را هم نپرداختهاید. حداقل وقتی دموکراتها چیزی را مالیات میبندند، مردم چند نکته میگیرند، شاید یک پل، اینترنت پرسرعت، یا ویزیت پزشک.
ترامپ نه. با مالیات ترامپ، نیمی از کابینه را قبل از انتخابات میاندورهای اخراجشده میگیرید، اپستین، تورم و مراقبتهای بهداشتی کمتر. دولت تحت ترامپ هالهای «هگسث-پتلی» دارد، و این گران تمام میشود. درست است، آنجا مشکل مرغ و تخممرغ وجود دارد، اما ما الان داریم برندسازی میکنیم. جزئیات اهمیت کمی دارند، فقط نتیجه نهایی اهمیت دارد. و نتیجه نهایی مالیات ترامپ است.
برند را حتی قویتر میکند، «شمال واقعی» ترامپ، تنها عنصر واقعاً قابلاطمینان او، این است که «اوضاع فقط بدتر میشود». اینطور نیست که ترامپ قرار باشد مشکل مالیات ترامپ را حل کند. حتی طرفداران MAGA هم احتمالاً انتظار آن را ندارند. تنها نور در انتهای تونل مالیات-ترامپ نور آبی است، و هر دموکراتی بهتر است در لامپها سرمایهگذاری کند، چون این نهتنها یک پیام برنده است — بلکه چیزی است که ترامپ را سرنگون خواهد کرد.
این ستون در دو ماه گذشته اشاره کرده است — امیدوارانه به شیوههایی بههماناندازه رنگارنگ که معنادار — که رسوایی بهتنهایی نمیتواند ترامپ را سرنگون کند، اما یک اقتصاد آشفته میتواند، حتی بهتنهایی. هرجومرجی که این مشکل را ایجاد میکند آنقدر بد است.
از مردی که تازه F150 را پر کرده تا ۴۲ کیلومتر تا Home Depot برود و سپس ۱۲.۷۸ دلار برای یک وعده شماره دو در Chick-fil-A پرداخت کرده بپرسید، از آن مرد بپرسید درباره مالیات ترامپ چه فکری میکند. افتضاح است. از او بپرسید: «آیا به آن رأی دادید؟»
یک چراغقوه آبی به او بدهید، بپرسید آیا الان میتواند «یک پزشک ببیند»، و اگر جواب نه بود، بپرسید آیا میتواند مشکل را ببیند، نه اینکه چشمپزشک گزینهای باشد. ناگهان، آن رأیدهنده ممکن است خود را در حال پرسیدن این سؤال بیابد که چرا ترامپ اینقدر از پروندههای اپستین میترسد. (دقیقاً آزمون MENSA نیست.) شاید بپرسد چرا ترامپ به IRS نیاز دارد تا چند میلیارد دلار رشوه خالص به او بپردازد، یا چرا باید آن سالن رقص هرگز-بهاندازه-کافی-لعنتینشده را داشته باشد. همه چیز کمی اهمیت پیدا میکند.
برندسازی میتواند نوعی سرگرمی باشد، اما این واقعاً دارد اهمیت زیادی پیدا میکند؛ چون مالیات واقعی تازه دارد جا میافتد. اکثر آمریکاییها بهطور کامل «هزینههای» مرتبط با آسیب به شهرت بینالمللی آمریکا، تعرفهها و معاهدات، آسیب اقتصادی واقعی ناشی از داس مازوخیستی که به بهداشت عمومی زده شده، فقدان سرمایهگذاری در علم، جادهها و راهآهن، و نبود بزرگسالانی برای نظارت بر هوش مصنوعی در حالی که هوش مصنوعی شما را زیر نظر دارد را درک نمیکنند. همه اینها جمع میشوند و دو نسل طول میکشد تا اصلاح شوند. اگر اصلاح شوند. آن قیمت واقعی است، اما مجموع آن ظریف است. هیچ چیز درباره ترامپ، و نه موج آبی مورد نیاز، نباید ظریف باشد. بهتر است روی مالیات ترامپ در همین جا و همین الان تمرکز کرد.
و این خوب است چون اینجاست، الان است، و حتی اعضای MENSA هم نمیتوانند از آن فرار کنند.
«بدون مالیات بر انعام.» اینجا یک راهنمایی برای «آمریکای واقعی» است: انعام در Olive Garden الان چقدر بیشتر شده؟ لطفاً بنزین رفتن تا آنجا را هم حساب کنید، فقط منصفانه است — عمدهفروش ماکارونی حتماً حساب کرده. قبلاً از «تحقیر لیبرالها» خوشتان میآمد. الان چه میگیرید؟ Pete Hegseth میگیرید، و نه با تخفیف — نه، با حدود یک میلیارد دلار در روز در ایران.
دموکراتها هم باید به مالیات ترامپ عادت کنند. از نظر فکری بسیار رضایتبخشتر است که سعی کنید به حس درست و غلط، وظیفه، انحطاط ترامپ رأیدهندگان اپیل کنید، و با این حال این درباره برندسازی است، و برندسازی از احساس میآید، نه از ذهن. پس آنها را همانجایی بزنید که مالیات ترامپ میزند، درست در احساس.
از این نظر، خبر خوبی هست. برندسازی اهمیت دارد؛ هیچکس بیشتر از استاد آن را نمیداند. و هرگز اینقدر آسان نبوده. مالیات ترامپ چیزهای زیادی میخرد که هیچکدام خانوادهای را تغذیه، تحصیل یا درمان نمیکند.
یک تخفیف نور آبی راهاندازی کنید. مالیات ترامپ را کاهش دهید، و پولمان را با کارآمد کردن دولتمان به کار بیندازیم. خدا میداند، ترامپ تازه سعی کرد خود را بهعنوان عیسی برندسازی کند. این واقعاً نباید اینقدر سخت باشد.
Jason Miciak ستوننویس ارشد Rawstory، سردبیر سابق Occupy Democrats، وکیل، نویسنده و پدر تکوالد است. میتوانید از طریق jasonmiciak@gmail.com با او در تماس باشید یا در Bluesky او را دنبال کنید.

