مدل لندنی الکساندرا گوندورا در دفاتر AFP در لندن در تاریخ 1403/12/02 برای عکس با دوقلوی هوش مصنوعیاش «الکس»، که توسط آژانس مدلینگ دیجیتال The Diigitals ساخته شده، پوز گرفته است. مدل لندنی الکساندرا گوندورا با خنده میگوید که نسخه هوش مصنوعی (AI) او «اساساً کارهای سخت را انجام میدهد تا من مجبور نباشم»؛ او از اینکه میتواند «در دو جا به طور همزمان حضور داشته باشد» لذت میبرد. (عکس از HENRY NICHOLLS / AFP) / همراه با گزارش AFP توسط LUCIE LEQUIER (عکس از HENRY NICHOLLS/AFP از طریق Getty Images)
AFP via Getty Images
ماه گذشته، YouTube Shorts ویژگیهای جدید آواتار مبتنی بر هوش مصنوعی را عرضه کرد که به سازندگان محتوا اجازه میدهد با استفاده از نسخههای هوش مصنوعی خود، ویدیو تولید کنند. تقریباً همزمان، ستاره TikTok خابی لام با یک قرارداد مشابهسازی هوش مصنوعی به ارزش ۹۷۵ میلیون دلار مرتبط شد که بعداً با بررسیهای صنعتی مواجه شد، زیرا سؤالاتی مطرح شد درباره اینکه آیا این معامله به طور رسمی نهایی شده است.
مجموع این تحولات به یک واقعیت در حال ظهور سریع در بازاریابی اینفلوئنسری اشاره دارد: قراردادهای سازندگان محتوا دیگر فقط درباره پستهای حمایتشده و حقوق استفاده از محتوا نیستند. آنها در حال تبدیل شدن به مذاکراتی درباره هویت دیجیتال، حقوق شباهت تصویری و مالکیت محتوای تولیدشده توسط هوش مصنوعی هستند.
هوش مصنوعی قراردادهای استاندارد سازندگان محتوا را به «میدان مین حقوقی» تبدیل کرده است
سالها بود که بندهای شباهت تصویری در قراردادهای سازندگان محتوا عمدتاً قالبی و تکراری بودند. یک برند حق استفاده از داراییهای کمپین را در کانالهای اجتماعی، رسانههای پولی یا وبسایتها برای یک بازه زمانی مشخص تأمین میکرد. اما هوش مصنوعی مولد به طور چشمگیری گستره آنچه این داراییها میتوانند بشوند را گسترش داده است.
اکنون، سازندگان محتوا، آژانسها و برندها با سؤالی بسیار پیچیدهتر روبرو هستند: مالک نسخه هوش مصنوعی یک شخص کیست؟
این فوریت با پذیرش گسترده هوش مصنوعی در بخشهای بازاریابی شتاب گرفته است. طبق گزارش هزینه تبلیغات و استراتژی اقتصاد سازندگان IAB در سال ۲۰۲۵، سه نفر از هر چهار برند در حال استفاده یا برنامهریزی برای استفاده از هوش مصنوعی برای وظایف مرتبط با بازاریابی سازندگان هستند؛ این نشان میدهد که چقدر سریع هوش مصنوعی از آزمایش به زیرساخت عملیاتی منتقل شده است.
توماس مارکلند، بنیانگذار آژانس سازندگان محتوا HYDP، میگوید که صنعت بسیار سریعتر از آنچه اکثر مدیران پیشبینی میکردند وارد این حوزه شده است.
«فکر میکنم قابلیتهای کلونسازی هوش مصنوعی سریعتر از آنچه اکثر صنعت پیشبینی میکرد پیشرفت کرده است،» مارکلند در یک مصاحبه گفت. «سال گذشته، بندهای شباهت تصویری و استفاده در قراردادهای سازندگان محتوا عمدتاً قالبی و صرفاً تشریفاتی بودند.»
این دیگر صادق نیست. «اکنون، این بندها با توسعه سریع ابزارهای جدید هوش مصنوعی برای سازندگان محتوا به طور فزایندهای مورد بررسی دقیق قرار میگیرند،» او گفت. «معمولاً ما حقوق کامل محتوای تولیدشده را به دست میآوردیم؛ اما این سطح از مالکیت گزینههای بالقوهای را برای برندها و آژانسها باز میکند تا از داراییها با استفاده از هوش مصنوعی به هر شکلی که صلاح میدانند استفاده و دستکاری کنند.»
در عمل، این به این معناست که یک سازنده محتوا که چند ماه پیش یک کمپین را فیلمبرداری کرده، میتواند نظری تصویر مشابهاش به طور نامحدود در کمپینهای تولیدشده توسط هوش مصنوعی که هرگز در آنها فیزیکی شرکت نکرده دوباره استفاده شود.
طبق گفته مارکلند، قراردادها ناگهان به طور قابل توجهی پیچیدهتر شدهاند. «قراردادها به سرعت به یک میدان مین حقوقی تبدیل شدهاند که پیچیدگی آن به دلیل سرعت سریع توسعه هوش مصنوعی تشدید شده است،» او گفت.
ظهور «کلیدهای خاموشکن» و بندهای استفاده از هوش مصنوعی
خطرات در حال افزایش است زیرا برندها به طور فزایندهای حقوق دائمی و حداکثر انعطافپذیری بر داراییهای سازندگان را میخواهند، در حالی که سازندگان شروع به درک این میکنند که چه میزان ارزش آتی ممکن است در چهره، صدا و رفتار آنها نهفته باشد.
«برندها استفاده نامحدود و دائمی میخواهند،» مارکلند گفت. «برخی سازندگان به شدت مقاومت میکنند، و بیشتری پیروی خواهند کرد، که خواستار مجوزهای محدود به زمان، حقوق تأیید بر هر خروجی تولیدشده توسط هوش مصنوعی و بندهای مشارکت در درآمد مرتبط با حجم استفاده هستند.»
یکی از قابل توجهترین تحولات، به گفته او، ظهور به اصطلاح «کلیدهای خاموشکن» است.
«ما همچنین میبینیم که کلیدهای خاموشکن رایجتر میشوند–مقررات قراردادی که به یک سازنده اجازه میدهد مجوز شباهت تصویری خود را باطل کند اگر برند از کلون در زمینهای که سازنده تأیید نکرده استفاده کند.»
این نوع زبان تنها چند سال پیش در قراردادهای اینفلوئنسری بیش از حد به نظر میرسید. امروز، این نشاندهنده نگرانی فزاینده درباره آن چیزی است که وقتی محتوای تولیدشده توسط هوش مصنوعی فراتر از نظارت مستقیم انسانی مقیاس میگیرد اتفاق میافتد.
عدم قطعیت فراتر از کمپینهای آینده گسترش مییابد. مارکلند میگوید یکی از بزرگترین سؤالات حلنشده مربوط به محتوای تاریخی سازندگان است که قبل از اینکه کلونسازی هوش مصنوعی از نظر تجاری قابل اجرا شود تولید شده بود.
«در حالی که اکثر سازندگان و نمایندگان به آرامی با این بندهای جدید آشنا میشوند، از منظر حقوقی، جالب است که در مورد آنچه برندها میتوانند با داراییهای تاریخی تولیدشده که فاقد این شرایط هستند انجام دهند تأمل کنیم،» او گفت.
مجوزدهی سازنده محتوا دقیقاً چیست؟
این مسئله حتی پیچیدهتر میشود وقتی تعریف میکنیم که دقیقاً چه چیزی در یک قرارداد هوش مصنوعی مجوز داده میشود. آیا یک چهره است؟ یک صدا؟ یک شخصیت؟ یک الگوی رفتاری؟
«سؤال اینکه مرز در مورد دادههای بیومتریک یا شباهت تصویری کجاست، یکی از مواردی است که صنعت هنوز نتوانسته پاسخ دهد، و صادقانه بگویم، دادگاهها هم نتوانستهاند،» مارکلند گفت.
او معتقد است بسیاری از شرکتهایی که وارد فضای سازندگان هوش مصنوعی میشوند هنوز هم ابهام حقوقی و ریسک اعتباری درگیر را دست کم میگیرند.
«اکثر برندها نسبتاً تازهوارد به دنیای محتوای هوش مصنوعی هستند و عمیقاً نگران درک مصرفکنندگان از استفاده از هوش مصنوعی در ارتباطات بازاریابی هستند،» او گفت. «با این حال، با پیشرفت هوش مصنوعی، در عمل، برندها تلاش خواهند کرد همه چیز را در یک معامله خریداری کنند، چهره، صدا، رفتارها، حتی آنچه من آن را یک امضای رفتاری توصیف میکنم؛ شیوه ارائه یک جمله توسط سازنده، آهنگ صدایش، عبارات متداولش.»
جذابیت تجاری آشکار است. یک سازنده محتوا میتواند نظری یک بار شباهت تصویری خود را مجوز دهد، و این به برندها اجازه میدهد کمپینها را در مقیاس بزرگ بدون فیلمبرداریهای مکرر، سفر یا هزینههای تولید ایجاد کنند.
«در این عصر جدید، یک برند میتواند به طور عملی با یک سازنده شریک شود بدون اینکه سازنده مجبور باشد هرگز ویدیویی فیلمبرداری کند یا در یک رویداد شرکت کند،» مارکلند گفت. «برای کسانی که دنبالکنندگان ثابت دارند، آنها به سادگی ویژگیهای خود را مجوز میدهند و به برند اجازه میدهند ارتباطات را از طرف آنها تولید و توزیع کند.»
کلونسازی هوش مصنوعی میتواند برندگان و بازندگان ایجاد کند
برای سازندگان محتوای سطح بالا، این میتواند به یک مدل تجاری بسیار سودآور تبدیل شود. مارکلند استدلال میکند که کلونسازی هوش مصنوعی ممکن است در واقع اهرم مذاکره را برای بزرگترین نامها در اقتصاد سازندگان تقویت کند.
«برای ردیف اینفلوئنسرهای مگا، خابی لامها، MrBeastها، سازندگان با دهها میلیون مشترک وفادار عمیق، کلونسازی هوش مصنوعی واقعاً موقعیت آنها را تقویت میکند،» او گفت. «شباهت تصویری آنها به یک دارایی IP قابل مجوزدهی تبدیل شده، درست به همان شکلی که برای یک بازیگر هالیوودی میشود.»
اما او معتقد است که این اثر میتواند برای سازندگان سطح میانی بسیار بیثباتکنندهتر باشد. «برای سازندگان سطح میانی، تصویر پیچیدهتر و صادقانه نگرانکنندهتر است،» او گفت.
«یک برند که قبلاً به ده سازنده سطح میانی نیاز داشت تا یک کمپین را پوشش دهد، اکنون میتواند از یکی استفاده کند، شباهت تصویریاش را مجوز دهد، آن را به ده نسخه کلون کند و نه رابطه مداوم را حذف کند.»
این پویایی میتواند اقتصاد بازاریابی اینفلوئنسری را به طور کامل بازشکل دهد. «سازندگانی که باید بیشترین هوشیاری را نسبت به این موضوع داشته باشند، کسانی هستند که ارزش آنها برای برندها تاریخاً دسترسی و حجم محتوا بوده، نه یک برند شخصی عمیقاً جایگزینناپذیر،» مارکلند گفت.
«اگر ارزش پیشنهادی شما این است که محتوای خوبی را به طور کارآمد تولید میکنید، یک کلون هوش مصنوعی آن استدلال را برای شما میکند و سپس شما را اضافی میکند.»
مشکل اعتماد از بین نرفته است
علیرغم هیجان پیرامون محتوای تولیدشده توسط هوش مصنوعی، بدبینی مصرفکنندگان همچنان قابل توجه است.
یک نظرسنجی درک مصرفکننده از هوش مصنوعی Vogue Business در سال ۲۰۲۵ نشان داد که بیش از هفت نفر از هر ده نفر پاسخدهنده گفتند که هرگز به یک اینفلوئنسر هوش مصنوعی اعتماد نخواهند کرد، در حالی که تنها اقلیت کوچکی توصیههای تولیدشده توسط هوش مصنوعی را به سازندگان انسانی ترجیح میدادند.
این تنش در حال تبدیل شدن به یکی از تضادهای تعریفکننده اقتصاد سازندگان هوش مصنوعی است. برندها به سرعت ابزارهای هوش مصنوعی را میپذیرند در حالی که مصرفکنندگان هنوز به طور قاطعانهای برای اصالت انسانی ارزش قائل هستند.
مارکلند معتقد است که تمایز در تفاوت بین اینفلوئنسرهای کاملاً مصنوعی و سازندگان انسانی ارتقایافته با هوش مصنوعی نهفته است. «تمایز کلیدی این است که مخاطب قبلاً یک رابطه اعتمادی با سازنده انسانی دارد؛ هوش مصنوعی آن رابطه را گسترش میدهد، نه اینکه آن را از ابتدا تولید کند،» او گفت.
او به بومیسازی به عنوان یکی از واضحترین موارد استفاده تجاری اشاره میکند.
«بومیسازی نمونهای روشن از جایی است که مدل محتوای ترکیبی مناسب است–یک سازنده با مخاطبان انگلیسیزبان اکنون میتواند شباهت تصویری خود را داشته باشد که همان کمپین را به پرتغالی، آلمانی و ژاپنی با ظرافت فرهنگی تعبیهشده ارائه دهد، بدون اینکه پایش را در یک استودیو بگذارد.»
تعریف سازنده محتوا در حال تغییر است
پیامدها فراتر از کارایی بازاریابی به سؤالات مربوط به مالکیت IP، رضایت و اقتصاد کار گسترش مییابند.
«به طور سنتی، سازندگان کنترل تصویر خود را داشتند،» مارکلند توضیح داد. «اگر آنها تصویر یا ویدیوی خود را در جایی ببینند که متوجه نشده بودند استفاده میشود، قراردادها میتوانند اصلاح شوند، یا میتوانند اقدام قانونی انجام دهند.»
«اما با اضافه کردن این دینامیکهای جدید با کلونسازی هوش مصنوعی، سازندگان ممکن است حتی از تصویر یا ویدیوی در حال تولید مطلع نباشند؛ آنها هرگز برای عکاسی نیستادند یا ویدیو ضبط نکردند، فقط به عنوان بخشی از یک قرارداد گستردهتر ظاهر میشود.»
در حال حاضر، مقررات همپا نشده است. «تا زمانی که قانونی نداریم که دادههای بیومتریک را به همان شکلی که GDPR با دادههای شخصی در اتحادیه اروپا رفتار میکند، با محدودیت صریح هدف و الزامات رضایت، سازندگان بسیار بیشتر از آنچه متوجه میشوند از دست میدهند،» مارکلند گفت.
در همین حال، خود برندها هنوز در تلاشند تا پیامدهای عملیاتی و اعتباری محتوای سازندگان تولیدشده توسط هوش مصنوعی را درک کنند. گزارش وضعیت بازاریابی سازندگان CreatorIQ برای سالهای ۱۴۰۴-۱۴۰۵ نشان داد که حاکمیت هوش مصنوعی، اصالت و امنیت برند به سرعت به عنوان نگرانیهای محوری برای بازاریابانی که هوش مصنوعی را در کمپینهای سازندگان ادغام میکنند ظهور میکنند.
اقتصاد سازندگان تاریخاً دسترسی و ثبات را پاداش داده است. هوش مصنوعی ممکن است به طور فزایندهای مالکیت، اعتماد و کنترل قراردادی را پاداش دهد. «اگر شباهت تصویری یک سازنده بتواند به طور خودمختار محتوا تولید کند، تعریف سازنده از کسی که چیزها میسازد به کسی که یک هویت محتوایی دارد تغییر میکند،» مارکلند گفت.
او معتقد است سازندگانی که بهترین موقعیت را برای عصر هوش مصنوعی دارند، کسانی خواهند بود که قویترین روابط مخاطب را دارند. «ارزشمندترین سازندگان دهه آینده لزوماً با استعدادترین یا پرکارترین نخواهند بود،» او گفت. «آنها کسانی خواهند بود که عمیقترین اعتماد مخاطب را قبل از اینکه هوش مصنوعی تکثیر را بدیهی کند ساختند.»
در حالی که برندها برای مقیاسدهی محتوای سازندگان تولیدشده توسط هوش مصنوعی تلاش میکنند، نبرد بزرگ بعدی در بازاریابی اینفلوئنسری ممکن است نه بر سر توزیع یا کسب درآمد، بلکه بر سر اینکه در نهایت مالک هویت دیجیتال یک سازنده کیست باشد.
Source: https://www.forbes.com/sites/ianshepherd/2026/05/15/the-creator-economys-next-war-is-over-ai-ownership/








