۵۶ میلیارد دلار. برآوردهای بانک جهانی نشان میدهد که این مبلغ در سال ۱۴۰۳ به عنوان حواله به آفریقای زیر صحرا سرازیر شد. با این حال، جابهجایی پول در سراسر آفریقا هنوز اغلب به معنای مسیریابی پرداختها از طریق بانکهای متناظر، تاخیرها، هزینههای فارکس و کارمزدهایی است که میتواند به ارقام دو رقمی برسد.
رایان کرکلی، همبنیانگذار و مدیرعامل شبکه تسویه جهانی (GSX)، یک شرکت زیرساخت بلاک چین مستقر در ایالات متحده، معتقد است که این ناکارآمدیها در حال ایجاد فرصتی برای نسل جدیدی از زیرساختهای مالی مبتنی بر بلاک چین هستند.
کرکلی در ماه می (اردیبهشت ۱۴۰۳) در مصاحبهای با تککابال گفت: «برخی از اقتصادهای آفریقایی در حال حاضر بر روی ریلهای استیبل کوین فعالیت میکنند. سوال اینجاست که آیا کشورها زیرساختهایی برای کنترل این جریان توسط خودشان میسازند یا خیر.»
دولتهای آفریقایی، فینتکها و بانکهای مرکزی به طور فزایندهای به دنبال جایگزینهایی برای ریلهای پرداخت تکهتکه شده و وابستگی به استیبل کوینهای پشتوانه دلاری هستند. اوگاندا به عنوان یکی از جسورانهترین آزمایشهای این قاره ظهور کرده است.
GSX که در میامی، ایالات متحده تأسیس شد، در سال ۱۴۰۲ وارد آفریقا شد و بر این شرط شرط بست که دولتهایی که در حال ساخت زیرساختهای پرداخت جدید هستند، ریلهای تسویه مبتنی بر بلاک چین را سریعتر از بازارهای بالغتر اتخاذ خواهند کرد. اوگاندا از آن زمان به پروژه پرچمدار آن تبدیل شده است.
در اکتبر ۲۰۲۵ (مهر ۱۴۰۴)، GSX با گروه دیاسنته، یک توسعهدهنده مناطق صنعتی سبز مستقر در اوگاندا، بر روی یک پروژه پیشنهادی ۵.۵ میلیارد دلاری برای ساخت زیرساخت دیجیتال جهت اتصال مزارع، معادن، پروژههای نیروگاهی و کارخانههای این کشور، از جمله یک طرح آزمایشی برای شیلینگ دیجیتال، مشارکت کرد. در آوریل ۲۰۲۶ (فروردین ۱۴۰۵)، این شرکت اکثریت سهام شرکت بازارهای سرمایه محلی AKIBA International را برای تقویت زیرساخت خود جهت توکنیزه کردن داراییهای واقعی (RWA)، تسویه حساب فرامرزی و ارزهای دیجیتال به دست آورد.
این شرکت زیرساخت بلاک چین مستقر در ایالات متحده اعلام کرد که در حال توسعه فناوری برای توکنیزه کردن داراییهای واقعی (RWA)، تسویه حساب فرامرزی و در نهایت ارزهای دیجیتال بانک مرکزی (CBDCs) در سراسر آفریقا است.
آفریقا به دلیل نقدشوندگی پایین درک شده در بازارهای سرمایه، معاملات ثانویه کمعمق و کنترلهای محدودکننده فارکس در بسیاری از کشورها که جابهجایی پول را به داخل و خارج دشوار میسازد، به یک بستر آزمایشی برای توکنیزه کردن تبدیل شده است.
در سال ۱۴۰۱، شرکت سرمایهگذاری تاثیرگذار Mercy Corps Ventures (MCV)، با حمایت مالی ریپل، شرکت پرداخت بلاک چین مستقر در ایالات متحده، یک محصول پسانداز توکنیزه شده را در کامرون با همکاری فینتک محلی Ejara راهاندازی کرد که اوراق قرضه دولتی را به واحدهای دیجیتال خرد شده تبدیل میکرد تا سرمایهگذاران خرد بتوانند از طریق یک اپلیکیشن مبالغ کمی از آن را خریداری کنند.
بر اساس آمارهای گزارش شده، این پروژه برای اولین بار به هزاران پساندازگر کمدرآمد دسترسی به اوراق قرضه دولتی با بازده بالا و ریسک پایین را داد و بیش از ۱۱,۰۰۰ کاربر به طور جمعی بیش از ۲۴۵,۰۰۰ دلار پسانداز کردند.
با تکیه بر این موفقیت، در آوریل ۲۰۲۵ (فروردین ۱۴۰۴)، ریپل یک طرح آزمایشی Ripple Impact را با همکاری MCV، وامدهنده کنیایی Fortune Credit و DIVA Donate، یک پلتفرم کمکهای بلاک چینی، برای آزمایش بیمه خشکسالی پارامتریک مبتنی بر بلاک چین برای کشاورزان در لایکیپیا، کنیا، تأمین مالی کرد. شرکا از دادههای ماهوارهای برای ردیابی پوشش گیاهی و بارندگی استفاده کردند و آستانههای از پیش تعریف شدهای را تنظیم کردند که به طور خودکار پرداختها را فعال میکرد، تا کشاورزان بتوانند به جای هفتهها انتظار برای تسویه حسابهای بیمه سنتی، غرامت خود را در RLUSD، استیبل کوین پشتوانه دلاری ریپل، دریافت کنند.
اما برخلاف آن طرحهای آزمایشی توکنیزه کردن، GSX میخواهد زیرساخت مالی حاکمیتی بسازد که با اوگاندا آغاز میشود. کرکلی گفت که این شرکت خود را در لایه مصرفکننده خدمات مالی قرار نمیدهد، بلکه در لایههای پایینتر استک، جایی که ریلهای تسویه، انتشار و زیرساخت انتقال تعریف میشوند، مستقر است. او استدلال کرد که مسابقه بعدی زیرساخت مالی آفریقا بر سر اپلیکیشنهای مصرفکننده یا کیف پولهای موبایلی نخواهد بود، بلکه بر سر این است که چه کسی خود تسویه حساب را کنترل میکند.
سرمایهگذاران روی این شرط میبندند که این فرصت بزرگ است. در ماه می (اردیبهشت ۱۴۰۳)، GSX یک دور تأمین مالی پیش از بذر ۱۱ میلیون دلاری را بست که به گفته این شرکت، از گسترش شبکه تسویه مبتنی بر بلاک چین آن پشتیبانی خواهد کرد.
این مصاحبه برای طول و وضوح ویرایش شده است.
شما استدلال کردهاید که مسابقه بعدی زیرساخت مالی آفریقا بر سر تسویه حساب خواهد بود. چه چیزی شما را به این نتیجه رساند؟
همانطور که از طریق سرمایهگذاری خطرپذیر عمیقتر وارد این فضا شدم، دو چیز را متوجه شدم.
اول، استیبل کوینهای پشتوانه دلاری ایالات متحده در حال استفاده گسترده در سطح جهانی بودند، اما بسیاری از کشورها خواهان جایگزینهایی بودند که کنترل محلی بیشتری را حفظ کنند.
دوم، هر نهادی در حال ساخت روی یک بلاک چین، شبکه تسویه یا اکوسیستم مالی متفاوت بود، با قابلیت همکاری بسیار کم بین آنها.
در ایالات متحده، شبکههایی مانند Canton وجود داشت. در آفریقا، بلاک چین بایننس (BNB) و TRON در کنار استیبل کوینهای پشتوانه دلاری مانند تتر در حال جذب مخاطب بودند. هر اکوسیستم مشکلات را به صورت محلی حل میکرد، اما تعداد بسیار کمی بر قابلیت همکاری بین آنها تمرکز داشتند.
اتصال آن سیستمهای تکهتکه شده به ایده اصلی پشت Global Settlement تبدیل شد.
دقیقاً چه راهحلی برای نهادهای مالی و دولتها ارائه میدهید؟
تمرکز اصلی ما بر ارزهای دیجیتال بانک مرکزی (CBDCs) و استیبل کوینهای پشتوانه دولتی است.
در اطراف آن، ما یک زیرساخت انطباق ساختهایم که شامل تاییدیه مشتری خودت را بشناس (KYC)، غربالگری تحریمها، کنترلهای مبارزه با پولشویی (AML) و انطباق با قانون سفر است—هر آنچه که نهادهای نظارتی و بانکهای مرکزی برای فعالیت ایمن نیاز دارند.
آفریقا و جنوب جهانی گستردهتر یک فرصت بزرگ را ارائه میدهند زیرا بسیاری از سیستمهای مالی هنوز در حال توسعه هستند. با حمایت سیاسی، کشورها میتوانند بخشهای بزرگی از زیرساخت مالی خود را نسبتاً سریع مدرن کنند.
فقط در اوگاندا، ما معتقدیم که زیرساخت مالی دیجیتال در نهایت میتواند به فراهم کردن دسترسی مالی رسمی برای تقریباً [۸.۷ میلیون اوگاندایی—حدود ۱۹٪ از جمعیت بدون حساب بانکی] کمک کند.
کاهش هزینههای حواله، انتقالهای ارزانتر پول موبایلی و دسترسی به ذخایر ارزش باثباتتر میتواند تأثیر اقتصادی معناداری داشته باشد. آنچه ما را متمایز میکند این است که نهادها برای کار با ما نیازی به پذیرش خاص بلاک چین ما ندارند. ما میتوانیم با تقریباً هر سیستم موجودی ادغام شویم.
چه زمانی برای اولین بار همخوانی واقعی با بازاری که سعی در ساخت آن داشتید پیدا کردید؟
یافتن تناسب محصول با بازار احتمالاً سختترین بخش ساخت این شرکت بود. از بسیاری جهات، ما تقریباً دو سال زودتر شروع کردیم.
در آن زمان، اکثر افراد در حوزه کریپتو معتقد بودند که یک اکوسیستم بلاک چین در نهایت بر همه چیز مسلط خواهد شد. دیدگاه ما برعکس بود: هر بانک، نهاد و دولتی در نهایت زیرساخت بلاک چین خود را اجرا خواهد کرد.
شروع زودتر به یک موهبت تبدیل شد زیرا به ما زمان داد تا قبل از اینکه بازار به سطح ما برسد، فناوری را بسازیم و تحقیقات را انجام دهیم. شتاب واقعی پس از انتخابات [دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده] [در سال ۱۴۰۳] آغاز شد، زمانی که گفتگوهای نظارتی پیرامون کریپتو بسیار جدیتر شد. نهادهای مالی بزرگ در نهایت متوجه شدند که زیرساخت داراییهای دیجیتال دیگر اختیاری نیست.
برای من و همبنیانگذارم، کایل سونلین، شروع زودتر در نهایت به یک مزیت تبدیل شد زیرا به ما زمان داد تا قبل از اینکه بازار کاملاً مشکلی را که سعی در حل آن داشتیم درک کند، فناوری را بسازیم.
بیایید به اوگاندا بپردازیم. گفتگوها با دولت اوگاندا چگونه آغاز شد؟ چرا اوگاندا؟
ما از سال ۱۴۰۲ با چندین دولت آفریقایی در حال گفتگو بودیم. در اوگاندا، گفتگوها پس از ملاقات با گروه Diacente در انجمن اقتصادی بلومبرگ قطر آغاز شد.
افراد در Diacente در حال توسعه پروژههای زیرساختی در مناطقی بودند که به طور سنتی در جذب سرمایه با مشکل مواجه هستند، از جمله نیروگاههای خورشیدی، عملیات معدن، پالایشگاهها و مراکز داده هوش مصنوعی.
استراتژی منطقه ویژه اقتصادی (SEZ) اوگاندا—که توسط سازمان مناطق آزاد و ترویج صادرات اوگاندا (UFZEPA) هدایت میشود—فرصتی را برای بازاندیشی در نحوه تأمین مالی و پرداختهای زیرساختی ایجاد کرد: چگونه سرمایهگذاری بیشتری جذب کنیم، کارایی را بهبود بخشیم و خطر فساد را کاهش دهیم.
از آنجا، ما شروع به ملاقات با مقامات ارشد دولتی و نهادهای نظارتی کردیم. بسیاری از جزئیات هنوز در حال بررسی هستند، اما ما یک چارچوب نسبتاً واضح برای نحوه تکامل این مشارکت دریافت کردیم. گفتگوها اکنون حدود ۱۸ ماه است که ادامه دارد.
کار با نهادهای نظارتی، میزبانی جلسات آموزشی و شرکت در بحثهای سیاستی این موضوع را روشن کرد که تقاضا برای این نوع زیرساخت به ویژه در سراسر آفریقا و در داخل اتحادیه آفریقا (AU) قوی است.
توکنیزه کردن داراییها در اوگاندا در عمل چه کاری برای فرد معمولی که به فناوری استفاده شده اهمیت نمیدهد انجام میدهد؟
برای فرد معمولی، توکنیزه کردن احتمالاً اصلاً اهمیتی ندارد، و فکر میکنم بسیاری از افراد در حوزه کریپتو از پذیرش این موضوع اجتناب میکنند.
آنچه اهمیت دارد نتیجه است. توکنیزه کردن به داراییها اجازه میدهد تا نقدشوندهتر و قابل سرمایهگذاریتر شوند. در بسیاری از بازارهای آفریقا، اگر در پروژهای سرمایهگذاری کنید، اغلب آن موقعیت را برای مدت نامحدود حفظ میکنید زیرا بازارهای ثانویه و فرصتهای اکتساب محدود هستند.
ایجاد داراییهای توکنیزه شده امکان معاملات ثانویه و جابهجایی آسانتر سرمایه را معرفی میکند که در نهایت به ساخت یک اکوسیستم مالی بالغتر کمک میکند.
مدل درآمدی خود را برای من شرح دهید.
مدل درآمدی ما بر اساس بازار به طور قابل توجهی متفاوت است.
در سیستمهای مالی توسعهیافتهتر با ارتباطات قویتر با زیرساختهایی مانند انجمن ارتباطات مالی بین بانکی جهانی (SWIFT) و بانک تسویه حسابهای بینالمللی (BIS)، دولتها اغلب عمدتاً از ما به عنوان یک ارائهدهنده نرمافزار استفاده میکنند.
در بازارهایی با ارزهای ضعیفتر، تورم بالاتر یا بودجههای عمومی محدودتر، مدل انعطافپذیرتر میشود.
درآمد میتواند از کارمزدهای کسری بر پرداختهای پول موبایلی، خدمات توکنیزه کردن، زیرساخت کارگزار-معاملهگر، تسویه حساب فارکس، یا در برخی موارد، سهام مالکیت کوچک مرتبط با پروژهها به دست آید.
ما همچنین از معاملات درآمد کسب میکنیم، اما با هزینههای کمتر از سیستمهای سنتی.
ستاره شمالی شما برای عملکرد، هم به عنوان یک کسبوکار و هم به طور خاص در اوگاندا چیست؟
ستاره شمالی برای شرکت، دادن کنترل بیشتر به اقتصادهای محلی است.
برای دههها، بخش بزرگی از زیرساخت مالی آفریقا به سیستمهای تسویه خارجی متکی بوده است، چه از طریق بانکهای اروپایی، شبکههای بانکداری متناظر ایالات متحده، یا دسترسی محدود به سیستمهایی مانند SWIFT.
ما میخواهیم کشورها کنترل بیشتری بر ارزها، ریلهای مالی و آینده اقتصادی خود داشته باشند، در حالی که همچنان در اقتصاد جهانی مشارکت دارند.
به طور خاص در اوگاندا، موفقیت با حجم سرمایهگذاری و توسعه زیرساخت سنجیده میشود. هیچکدام از اینها کارساز نخواهد بود مگر اینکه خود کشور منتفع شود.
اگر اوگاندا موفق شود از طریق این پروژهها ۷ میلیارد دلار سرمایهگذاری اضافی جذب کند، این امر نشاندهنده یک تأثیر اقتصادی عظیم خواهد بود.
طبق برآوردهای گزارش شده، پیشبینی میشود این ابتکار اوگاندا بیش از یک میلیون شغل ایجاد کند و تا ۱۰ میلیارد دلار پتانسیل صادرات سالانه داشته باشد. چگونه؟
ارقام بزرگتر سرمایهگذاری به مشارکت گستردهتر با مناطق ویژه اقتصادی (SEZs) و گروه Diacente مرتبط است.
بخش بزرگی از منطقه کاراموجا از نظر زیرساخت، پردازش صنعتی و بهرهوری کشاورزی هنوز توسعهنیافته باقی مانده است.
بهبودهای ساده میتوانند ارزش اقتصادی عظیمی ایجاد کنند: معرفی محصولات با ارزش بالاتر، ساخت تسهیلات پردازش محلی، یا پالایش مواد خام در داخل کشور به جای صادرات آنها به صورت فرآوری نشده.
اوگاندا، به عنوان مثال، دارای چندین معدن طلای کارگاهی است اما ظرفیت پالایش بسیار محدودی دارد، به این معنی که بخش بزرگی از ارزش قبل از صادرات از کشور خارج میشود.
نقش ما ساخت ریلهای مالی شفاف است که به سرمایهگذاران خارجی در مورد اینکه سرمایه به کجا میرود اطمینان میدهد. سرمایهگذاران میتوانند پروژهها را در زمان واقعی ردیابی کنند، هزینهها را نظارت کنند و خطرات فساد را کاهش دهند.
به عنوان مثال، در یک پروژه خورشیدی ۲ میلیارد دلاری، زیرساخت دیجیتال به ذینفعان اجازه میدهد تا بودجهها، پرداختها و اجرای پروژه را بسیار دقیقتر نظارت کنند. شفافیت بیشتر، اطمینان بیشتری ایجاد میکند که در نهایت سرمایهگذاری بیشتری را به اقتصاد جذب میکند.
آن یک چیزی که ممکن است اشتباه پیش برود و همه اینها را خنثی کند چیست؟
هر دولتی هنوز هم میتواند تصمیم بگیرد که زیرساخت بلاک چین یا سیستمهای مرتبط با کریپتو را نمیخواهد، و اگر این اتفاق بیفتد، ما از قوانین پیروی میکنیم و خارج میشویم. ما علاقهای به فعالیت در حوزههای قضایی که ما را در آنجا نمیخواهند نداریم.
در همان زمان، کسبوکار به طور قابل توجهی متنوع شده است. ما اکنون در چندین کشور و موارد استفاده، از جمله تسویه زیرساخت، توکنیزه کردن انرژی، سیستمهای پشتوانه طلا و تامین مالی فرامرزی فعال هستیم.
اوگاندا یکی از پیشرفتهترین پروژههای ما است و من معتقدم که موفق خواهد شد، اما شرکت دیگر به یک بازار یا یک نتیجه وابسته نیست.
پس از سه سال، فناوری وجود دارد، زیرساخت عملیاتی است و جهتگیری گستردهتر کسبوکار تثبیت شده است، حتی اگر پروژههای خاص متفاوت از برنامهریزی تکامل یابند.
من همچنین فکر میکنم بخش بزرگی از زیرساختی که بسیاری از بانکهای مرکزی آفریقا اداره میکنند نیاز به ارتقای قابل توجهی دارد. از آنجا که ما از طریق سرمایهگذاری خطرپذیر پشتیبانی میشویم، میتوانیم برخی از آن هزینههای اولیه زیرساخت را جذب کنیم و در عین حال به مدرنسازی سیستمهای پرداخت، تسویه حساب فارکس و توکنیزه کردن کمک کنیم.
اگر میتوانستید چوب جادویی تکان دهید، چه چیزی را در اکوسیستم فناوری آفریقا تغییر میدادید؟
یک چیزی که فوراً تغییر میدهم، همکاری قویتر اتحادیه آفریقا و اتصال منطقهای است. پیشرفت در حال وقوع است، اما تکهتکه شدن بین کشورها همچنان یکی از بزرگترین موانع این قاره باقی مانده است.
رشد بلندمدت آفریقا به ساخت جادهها بین پایتختها، بهبود ارتباطات پرواز مستقیم و ایجاد کریدورهای حملونقل بستگی دارد که اقتصادهای محصور در خشکی را بهتر به بنادر و مراکز تجاری متصل کند.
آن سطح از تکهتکه شدن بر تجارت، سرمایهگذاری و درک سرمایهگذاران خارجی از این قاره تأثیر میگذارد.
اکثر سرمایهگذاران آمریکایی هنوز بر تعداد انگشتشماری از بازارها مانند مصر، نیجریه، کنیا و آفریقای جنوبی تمرکز میکنند زیرا پیمایش در اکوسیستم منطقهای گستردهتر دشوار است.
ادغام بهتر، سرمایهگذاری بسیار بیشتری را در سراسر قاره آزاد خواهد کرد.
شبکه تسویه جهانی را در پنج سال کجا میبینید؟
هدف گستردهتر، به ویژه در سراسر آفریقا، کمک به کشورها برای ایجاد نسخههای دیجیتال ارزهایشان است، چه از طریق CBDCs و چه از طریق سایر سیستمهای تسویه دیجیتال تنظیم شده.
زیرساخت ارز دیجیتال به اقتصادهای آفریقایی اجازه میدهد تا معاملات را مستقیماً با یکدیگر تسویه کنند به جای اینکه پرداختها را از طریق اروپا یا ایالات متحده مسیریابی کنند.
این همچنین میتواند جریان ورودی حوالهها را افزایش دهد و جفتهای معاملاتی مستقیم بین ارزهای آفریقایی ایجاد کند که همچنان یکی از بزرگترین چالشهای تجاری و فارکس این قاره باقی مانده است.
پس از گفتگو با دولتها، صادرکنندگان کالا، معدنداران و شرکتهای انرژی در چندین بازار، برای ما بسیار روشن شد که این زیرساخت مورد نیاز است.
مقیاس واقعی مستلزم فراتر رفتن از ادغامهای سطحی و حرکت به سمت اجرای قوی است. ما نویز را از مونشوت ۱۴۰۵ فیلتر کردهایم و کنفرانس را به طور خاص برای اتصالات باکیفیت بین بنیانگذاران استارتاپها، اپراتورهای مالی جهانی، رهبران سازمانی و افرادی که چارچوبهای فنی آفریقا را بازسیمکشی میکنند، بهینهسازی کردهایم.
برای مدت محدود ۲۰٪ تخفیف برای بلیطهای پیشخرید دریافت کنید.



